شب های بیمار...

متن مرتبط با «سخته رفتن» در سایت شب های بیمار... نوشته شده است

پارادوكس، داستان چگونگي دادن و رفتن! بده بره!

  • نیلوبلاگ

    سطحي فكر ميكنم. خيلي سطحي. عمقش جنونه... چجوري پارادوكس اين هفته و گوش نكنه؟ ..... پ ن : xa0"پاشو" گفتن تو بلندم ميكنه وقتي با كله ميام پايين. اينكه هربار وقتي ميگي "درست ميشه همه چيز"xa0باورت ميكنم ، با اينكه ميدونم نميشه. xa0درست نشد، درست نميشه...xa0...

    ادامه مطلب
  • سخته

  • نیلوبلاگ

    سخته برام... اينكه نزديك باشي و بازم از دلتنگي بغض گلومو فشار بده. كاش يه جاده جلوم بود كه ته نداشت و انقد ميدوييدم و دور ميشدم كه دست هيچ كس بهم نرسه. سختمه... سخــت... يه جوري دلم تنگ ميشه برات كه انگار سالهاي سال داشتمت و بهم گره خورده بوديم. لعنت به همه روياهايي كه بوي گندش يه لحظه ام از دماغم بيرون نميره!...

    ادامه مطلب